شبهای آفتابی
می نویسم تا ببینم خویش را

1.   خدا و  نشانه هایی که از با هم بودن ما در گذشته گذاشت تا  امروز با نگاه به آنها بیش از پیش به وجود مقدسش پی ببریم.

2.  جمع های مطبوعاتی و خبر های رفاقتی  

3.  زمانی که " من از برگ ریز سرد ستاره ها گذشتم " و دنیای مجازی من که هیچوقت از نگاه تو دور نماند

4.  جمع های  دوستانه و قرار های نرفته

5.  علاقه ای که باورش نمی کردم

6.   مقاومت های عاقلانه من که تسلیم محبت های تو شد

7.   تولدت  و هفت شب و روز جشن به جبران یک روز که باهم نبودیم

8.   تولدم  و عروسک سحر آمیز

9.   اشک ها و لبخندها یی  از سر تردید و تصمیم 

10. لحظه باور دوست داشتن

11. شروع  تعهدی از جنس آیات "نور "

و دیگر هر چه هست در حصار حلقه ای است که برای همیشه همراه داشتنش لحظه شماری می کردیم


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٧/۱٠/۱ توسط نجمه
قالب وبلاگ